شاید این زبان حال خیلی از ما باشد.ما که خودمان را سرگرم کارو زندگی کرده ایم و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده است.البته هر از چند گاهی ممکن است حرکتی لاکپشتی توی صفحات اینترنت بکنیم که یعنی هنوز وجدان درد داریم و نگرانیم.بپذیریم یا نپذیریم همه ما گروگان هستیم و شاهد.همان جمله معروف در فیلم آژانس شیشه ای.ما گروگان آدمهایی هستیم که می خواهند رفتارشان را بر ما مسلط کنند و شاهد همانها که می خواهند بگویند همه چیز رو به راه است وگرنه پس چرا اینهمه ساکتند؟ ما شاهدیم برای زندانبانها و آنها که ما را از بیرون مرزها می بینند.شهادت ما سکوت ماست.فاصله میان گروگان و شاهد بودن هم فاصله زندان است تا آزادی.مانده ایم با این وجدان لعنتی چه بکنیم.چه جور خودمان را از شرش خلاص کنیم و برویم پی زندگیمان.رفتارهای خشونت آمیز گماشتگان هم دلیلی برای سکوت ناخواسته ماست.چه کنیم؟برویم خارج از کشور و از آنجا فحششان بدهیم؟مقاله ای آتشین بنویسیم تا به زندان بیندازندمان؟برویم توی خیابان فریاد بزنیم؟منتظر باشیم انتخابات فرا برسد و با شرکت نکردن در آن مشت محکمی بزنیم؟رفتارهای آنارشیستی انجام دهیم.گروه های زیر زمینی راه بیندازیم؟مقاومت مدنی بکنیم؟
آنچه معلوم است جامعه ما بیماری حادی دارد چرا که اعلام دزدی های کلان آن هم درون خود سیستم هیچ حرکتی ایجاد نمی کند.برای وزیر استیضاح برگزار می کنند که نشان دهند ما خیلی هم بی خیال نیستیم خودشان هم دارند تعجب می کنند چطور مردم واکنشی نشان نمی دهند.بیکاری روز افزون و فشار یارانه ها روز به روز بیشتر کمر مردم را خم می کند و آمار اختلاس ها یکی پس از دیگری رو می شود.شاید از سکوت جامعه بیشتر نگرانند.
به گمان من جامعه اکنون کاملا دو قطبی شده است.گروهی که دربست چشم و گوششان را بسته اند و منتظرند نطق از بالا برسد تا تکلیفشان را بدانند و گروهی که نمی توانند چشم و گوششان را ببندند.هرچند در گروه نخست ریزش زیاد است و تعداد بیشتری دارند به گروه دوم می پیوندند و جالب اینجاست که گروه مهاجر معمولا خیلی انقلابی تر عمل می کنند و می شورند به این نظم تحمیلی .نظمی که برای حفظ وحدت همه باید سکوت کنند و آنها که سکوت نمی کنند باید به هر شکل ممکن صدایشان خاموش شود تا مبادا دشمن سو استفاده کند.با اینهمه همبستگی در گروه نخست بیشتر است.چرا؟چون تکالیف از تریبون های مختلف اعلام می شود.
اما گروه دوم چند دسته اند:
آنها که از نخست هیچ علاقه ای به این نظام نداشته اند و شاید هنوز دلبسته به همان نظام پیشین هستند.معمولا این گروه از نخست مشارکتی در انتخابات و جنگ دو عنصر مهم مشارکت نداشته اند.به همین دلیل به همه رفتارها نگاه عاقل اندر سفیه می کنند که ما که از اول گفتیم حالا دیدید!برای همین از این گروه بخاری بلند نمی شود و خودشان را وارد بازی نمی کنند و بیشتر دنبال صداهای بیرون ایران می گردند.
گروهی که با کلیت سیستم مشکلی نداشته اند و در انتخابات و جنگ هم شرکت می کرده اند و تنها انتقاداتی به سیستم داشته اند.این گروه با روشنفکران دینی و جناح چپ و حزب مشارکت بیشتر نزدیک بوده اند که سران آنها یا در زندانند یا مهاجرت کرده اند یا مجبور به سکوت شده اند. این گروه هم پس از ماجراهای پس از انتخابات خواهان دگرگونی های اساسی در سیستم هستند و تئوری ولایت فقیه را عملا شکست خورده می دانند.هرچند در همین گروه گوناگونی های دیدگاه وجود دارد با این وجود آنها نظام جایگزین را یک نظام بدون رهبری دینی می خواهند.
گروهی عظیم که بیشتر در رده سنی جوانان قرار دارند و به خاطر پاک خواهی و وابستگی کمتر به مال و مقام نگاه انقلابی تری دارند.اینها دلبستگی چندانی به این سیستم ندارند و به خاطر سنشان جنگ را درک نکرده اند و در انتخابات زیادی هم شرکت نکرده اند.آنها دائم در حال مقایسه خودشان با جهان پیرامون هستند و نمی توانند این رفتارهای تحمیلی را بپذیرند.آنها وجدان سالم تری دارند و همین کافیست!خ
تا پیش از زندانی کردن آقایان موسوی و کروبی بیانیه هایی که هر از گاه منتشر می شد نشان می داد که هنوز چراغی روشن است اما اکنون آن چراغ خاموش شده است.
گروه عظیمی از مردم ایران سخنگویی ندارند.آنها اگر به فساد اعلام شده از سوی سیستم واکنش نشان نمی دهند چون باور دارند که این نمونه از خروار است.آنها اکنون خواسته بزرگتری دارند و دیگر امیدی به اصلاح ندارند.
بی شک آنها از این پس در هیچ انتخاباتی شرکت نخواهند کرد.اما در بلاتکلیفی به سر می برند.چه باید کرد؟سئوال اینست.
تجربه انقلاب هزینه سنگینی را بر ملت ایران تحمیل کرد و خیلی ها نمی خواهند آن ماجراها دوباره تکرار شود.از طرفی مردم ایران مثل مردم افغانستان یا عراق یا هیچ کشور دیگری نیستند و هرگز حاضر نیستند پای کشورهای دیگر در این خاک باز شود چرا که 8 سال با خون خود از سرزمینشان دفاع کرده اند.
پس ما تجربه متفاوتی با کشورهای منطقه خواهیم داشت.چه تجربه ای؟ نمی دانم.آنچه می دانم اینست که ما نمی توانیم در برابر ظلم و ستم از سوی هر کسی ساکت باشیم چرا که بی شک در صف شاهدان خواهیم بود.پس بهتر است گروگان بمانیم!